درست آمده اید،اینجا همان وبلاگ سال ها قبل است
پنج‌شنبه 31 تیر 1389

خدای روزای بی کسی.خدای لعنت،خدای رحمت،خدای عرق سرد.

اومدم و لعنتت کردم.من هرچی داشتم  رو داد زدم.من مردم ،من لرزیدم.من بی کس شدم.رنگ پاییز.با بوی خاک خیس.بی باران.

مرگی رو که میگفتی دیدم،حسش کردم،ترسیدم،من ترک کردم خودم رو،اینجا رو،آدما رو،حس خوب بودن رو،پدر رو،وابستگی رو،خندیدن رو،دویدن رو، و فریادم خفه شد.

این بود خوشبختی تو؟

من لعنت کردم،التماس کردم که دستگیر روزهام باشی.چی شد آخرش؟شیره ی بودنم رو میکشی که نا نداشته باشم برا ناله.اینه کمک تو. !!

ترسی میسازی از زندگی و بودن و دویدن.من نمیدوم.خب زمین نمیخورم.و میگی که اینم مداوا !!!!

مرگ میشه آیینه ی روزای عمرم.فقط میترسم.از خودم.از تو.از نفسم.از آدمیت.از خیابون.از پیاده رو.از گوشی های موبایل.از محافل دوستانه.از خلوت.از شادی.از غرور.از قدرت.

خستم کردی.

خستم کردی.

 

روضه خون تموم هستی ت شدم.شکر گفتم و لرزیدم.من سطل های زباله رو هم سلام دادم.همش کدیین بودن؟

عاشق خونه شدم و سادگی.خیلی خیلی خیلی فهمیدم و شکر کردم.اما باز نقطه سر خط.

اسیر آسمون اینجام کردی.درد فرستادی و شکر کردم.من حتی گوشی موبایلم رو هم عاشقت کردم.اون بیچاره هم از ترس شد دکل مهربونی.

دلم شد همه چیزدون.میبستم و راه می افتادم  و شکر  میگفتم.

من از لرزیدن های بی نا خستم.من از ترس خستم.من میخوام و تو وارونه میکنی و . . .

من نیم صفحه لعنت کردم و التماس.و تو چهار سال لرز.

زارا رو میفرستی کمک؟تو رو جون زهرا(س).

میگیری دستام رو.تموم نشده حبسم؟

خستم.جان مهدی فاطمه ت خستم.

کمکم کن.شادم کن.خودم کن.آرومم کن.



یکشنبه 6 تیر 1389

خیلی وقتا دلتنگ چیزایی میشم که نمیتونم بگم نیستن.چیزای کوچیکی که همه ی زندگیم بودند و هستن.چیزایی که همه چیزو به من آموختند.

اون همه حسهای کوچیک بودن تا الانم رو به من آموخته باشن.ولی گاهی یادم میره.همشون رو از یاد میبرم و اون موقع هاست که پاهام سر میخورن.اون موقع هاست که مغرور میشم.

اون موقع هاست که انسان متمدن هزاره ی سوم میشم.دروغ و فحشا و تکنولوژی رو رونمایی میکنم و یادم میره که چوبین هنوز توی جنگل کارا گم شده،یادم میره برونکای لعنتی هنوز دنبالشه.

یادم میره تیم امید داره میجنگه تا همیشه بازنده صداش نکنن؛میجنگه تا پاهاش سر نخوره،میجنگه تا با قوی ترین رقیب(نانیو) بجنگه.

و من یادم میره . . .

هدفم رو گم میکنم و ناامید میشم.باز می بازم و چرخه ی تکرار.

امروز تیتراژ دو تا از کارتونای بچه گی هامون رو براتون میذارم.امید که خوشتون بیاد.

هرچند که فکر نکنم خانوما خاطره ی خوبی از چوبین دوست داشتنی داشته باشن.(ای دخترای ترسو!!!).

فوتبالیست ها هم اون سری اولیه ست که من عاشقشم.در ضمن من  از سری دومش و خصوصا سوباسا متنفر بودم.

 

چوبین و دوستانش


دانلود :تیراژ آغازین چوبین(فایل AVI  - حجم 5.73 مگ)    

دانلود:تیتراژ آغازین چوبین- نسخه ی موبایل(فایل MP4 – حجم 3 مگ)




 

دانلود :تیراژ آغازین فوتبالیست ها(فایل AVI  - حجم 5.45  مگ)      

دانلود:تیتراژ آغازین فوتبالیست ها- نسخه ی موبایل(فایل MP4 – حجم  2.8 مگ)







تگ نویسی برا کسایی که متفرقه جستجو میکنن:

تیتراژ تصویری کارتونهای قدیمی،فوتبالیست ها،تیتراژ،چوبین،کارتون چوبین،دانلود تیتراژ،برنامه کودک،تیم امید،کارتون قدیمی،تیتراژ،تیتراژ تصویری،جنگل کارا،کارتون قدیمی،دانلود،برنامه های قدیمی،کارتن قدیمی،کارتون قدیمی،فوتبالیستها،فوتبالیستها سری اول،سری اول فوتبالیستها،برونکا،کاکرو




شنبه 5 تیر 1389

پدر روزت گرامی

از اینجا بخوانید